تبلیغات
مهــــــــــــــــــدی می آیـــــــــــــــد

کانال مهدی می آید در تلگرام...





سلام کانال مهدی می آید در تلگرام راه اندازی شد

به ما بپیوندید


جهت عضویت در این کانال با این آیدی join شوید

بر روی ادرس روبروکلیک کنید:
mahdimiayaad@


باتشکر:جامانده از مهدی

چـــــــــــالـــــــــــــش

سلام

لطفا برداشتت رو از تصویر پایین در قسمت نظرات بگو




نظر رهبر انقلاب در مورد افسانه جومونگ






به نقل از”روراستی“حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دست‌اندرکاران برگزاری یادواره‌های شهدا تاکید کردند «روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند.» به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن کامل بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار عوامل فیلم سینمایی شیار ۱۴۳ را که در تاریخ ۲۶ خردادماه ۱۳۹۳ برگزار شده بود، منتشر می‌کند.
                                                                                              

         بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌       

من فیلم را دیدم؛ بسیار فیلم خوبى بود. ما از سینما سررشته نداریم، امّا به‌عنوان مستمع،

بالاخره یک داورى‌اى انسان پیدا میکند؛ هم از لحاظ داستان، که یکى از کمبودهاى اساسىِ

فیلمهاى ما نداشتنِ داستان خوب و پر کشش است، این فیلم یک داستان خوب و جذّاب [داشت]

و داراى پیچ داستانى – که خیلى هم قشنگ این پیچ، در فیلم باز شد – بود؛

هم از لحاظ کارگردانى، این خانم آبیار – که لابد اینجا تشریف دارند -(۲) خیلى خیلى خوب

فیلم را کارگردانى کرده بودند؛ هم از لحاظ بازىِ قهرمان اصلى،

خانم زارعى – که نمیدانم ایشان اینجا تشریف دارند یا نه -(۳) واقعاً سنگ تمام گذاشته بودند و خیلى خوب بود؛

از لحاظ محتوا و مضمون هم این فیلم کاملاً فیلم ارزشى بود. من تعجّب میکنم چطور ممکن است

کسى تصوّر کند که فیلم «شیار ۱۴۳» ضدّ ارزش یا ضدّ دفاع مقدّس است؛

من نمیفهمم از کجاى فیلم، این در مى‌آید. (۴) بله، آن مادر به این در و آن در میزند براى اینکه

یک نشان یا اثرى از پسرش پیدا کند؛ این روشن است، این چیز کاملاً طبیعى‌اى است؛

اتفاقاً اهمیت ماجراى دفاع مقدّس در همین است؛ مادر، با این هویّت، با این تشخّص،

با این احساس غیر قابل توصیف – که واقعاً احساس مادر نسبت به فرزند اصلاً قابل توصیف نیست و

ماها که نمیتوانیم مادر باشیم، اصلاً درک نمیکنیم عظمت این احساس را – با یک چنین احساسى

این مادر، هم تحمّل میکند هجرت فرزند خودش را به‌سوى جبهه‌هاى جنگ، هم تحمّل میکند

شهادت او را، هم افتخار میکند. ما در طول این هشت سال دفاع مقدّس و بعد از آن، از مادران، گِله نشنفتیم

بلکه به‌عکس، مادرها را حماسى‌تر از بسیارى از پدرها یافتیم. من این توفیق را داشته‌ام که با بعضى از

خانواده‌هاى شهدا روى فرششان، زیر سقفشان، بنشینم و صمیمانه با آنهاحرف بزنم؛

تا الان ندیده‌ام – هیچ یادم نمى‌آید، حتّى یک مورد هم در بین شاید هزاران مورد –

که مادرى از شهادت فرزندش گِله کرده باشد؛ نه، به‌عکس، مادرها افتخار میکنند،

اظهار سربلندى میکنند، اظهار سرافرازى میکنند؛ این خیلى مهم است.

این مادر با این احساسات مادرانه که براى فرزندش یک چنین فداکارى‌اى دارد و حاضر نمیشود

که آن بچّه مثلاً در محلّ کارش گرسنه بماند یا مانند اینها، در عین حال شهادت او را تحمّل میکند،

هجرت او راتحمّل میکند، فراق او را تحمّل میکند و هیچ گِله‌اى نمیکند، هیچ شکایتى نمیکند؛

اینها خیلى به نظر من نکات مهمّى است. و در آنجا خیلى خوب بازیگرى انجام گرفته،

خیلى خوب کارگردانى انجام گرفته، صحنه‌ها خیلى خوب انتخاب شده؛ بسیار فیلم خوبى بود.

بله، بنده هم مثل شما آقایان معتقدم که از ظرفیّت دفاع مقدّس در سینماى کشور ما استفاده نشده؛

خود سینماى ما انصافاً یک ظرفیّت بالایى دارد، یعنى کسانى که اهل این فنّند و بلدند و مطّلعند

و واردند و قضاوتشان میتواند مرجع فهم انسان قرار بگیرد، معتقدند که سینماى ایران از لحاظ ظرفیّت کارگردانى

و گریم و بازیگرى و مانند اینها، جزو سینماهاى برجسته‌ى دنیا است؛ و این درست است.

این ظرفیّت عظیم بایستى با ظرفیّت بسیار عظیم دفاع مقدّس التقاء(۵) پیدا کند؛

این اتّفاق هنوز درست نیفتاده. بله، مواردى از این قبیل ما در طول این سالها داریم،

لکن نسبت به آنچه میتوانسته وجود داشته باشد، خیلى کم است. عدّه‌اى – که من نمیدانم چه جور میشود

انگیزه‌هاى اینها را آدم تحلیل کند – با ورود سینما به مسائل مربوط به دفاع مقدّس، علناً مخالفت میکنند!

من نمیدانم چه فکر میکنند؛ به اسم اینکه جنگ است، به اسم اینکه خشونت است!

صد سال از شروع جنگ جهانى میگذرد – امسال صدمین سال است -(۶) هنوز در آمریکا و در

خیلى جاهاى دیگر دارند فیلم میسازند [آن هم] در چه گستره‌ى وسیعى!

حتّى آن‌طور که به من گزارش کردند، دانش‌آموزها و بچّه‌هاى دبیرستانى را وارد این میدان فیلمسازى میکنند

و از آنها میخواهند و به آنها امکانات میدهند براى اینکه بسازند؛ [چون] معتقدند که این میتواند نسل جدید

را با انگیزه‌هاى سالم دولت‌مردان‌شان آشنا کند.

ما یک چنین افتخار بزرگى داریم:

همه‌ى دنیا با ما مقابله کردند، همه در یک جبهه قرار گرفتند – اینکه دیگر خلاف واقع نیست،

اینکه جلوى چشم همه‌ى ما بوده است – همه‌ى دنیا در مقابل ما صف کشیدند،

همه‌ى قدرتهاى نظامى به‌نحوى در جبهه‌ى مقابل نظام جمهورى اسلامى در جنگ تحمیلى،

در هشت‌سال، ایستادند؛ و جمهورى اسلامى فائق آمد، پیروز شد؛ این خیلى چیز بزرگى است،

این خیلى چیز عظیمى است، این خیلى پدیده‌ى مهمّى است در تاریخ یک ملّت.

و این مجموعه کارى که در دفاع مقدّس شد، یک مجموعه‌ى درهم‌تنیده‌ى مرکّبِ عجیب و غریبى بود؛

زنها، مردها، پدرها، مادرها، جوانها، شهرى، روستایى، بازارى، دانشجو، دانش‌آموز، مساجد، حسینیّه‌ها،

همه و همه به‌نحوى وارد این قضیّه شدند؛ هرکدام از اینها یک موضوع است و این موضوعات

میتواند وارد بخشهاى هنرىِ کشور ما بشود، وارد سینماى ما بشود، که حالا شما – تهیّه کننده و کارگردان

محترمتان – از نگاه یک مادر نگاه کردید، و شد. این بسیار چیز جالبى بود و خوب از آب در آمد.

حالا بروید در مسجد و فعّالیّتهایى را که در یک مسجد از سوى مردم انجام گرفته است،

با آن نگاه هنرمندانه تبیین کنید، یک قصّه در بیاورید و روشن کنید؛ بروید در یک دبیرستان،

بچّه‌هایى که گاهى معلّمشان آنها را تشویق میکرد که بروند، گاهى مجموعه‌ى معلّم و مدیر مخالفت میکردند

که اینها بروند جبهه، و اینها با شوق فراوان میرفتند جبهه و فداکارى میکردند؛

بروید داخل مجموعه‌هایى که جنگ را پشتیبانى میکردند، برایشان از مال خودشان،

از امکانات ضعیف خودشان استفاده میکردند؛ بروید سراغ آن کسانى که جنازه‌ى شهدا را تشییع میکردند،

این مسئله‌ى تشییع جنازه‌ى شهدا ماجراى عظیمى است که وقتى شهیدى یا شهیدانى وارد شهرى میشدند،

چه اتّفاق بزرگى آنجا مى‌افتاد؛ اینها همه موضوعاتى است که میتواند موضوعِ محورى و مرکزى

براى سینماى ما قرار بگیرد، [امّا] این کارها اتّفاق نیفتاده است. بله، ایشان(۷) درست میگویند

که ما احتیاج نداریم به اسطوره‌سازى. دیگران مجبورند اسطوره‌سازى کنند؛ یا یک مورد خاصّى

را پیداکنند، صدسال، دویست‌سال، پانصدسال درباره‌ى آن حرف بزنند! مثلاً یک زنى

– فرض کنید – یک‌جایى در دنیا یک فداکارى‌اى کرده، اسمش را به‌عنوان یک نامِ آشناى

براى همه‌ى بشریّت تبدیل کنند. ما صدها و هزارها از این قبیل زن، از این قبیل مرد،

از این قبیل جوان، از این قبیل قهرمان، در داخل کشورمان داشتیم و همین دفاع مقدّس

یک عرصه‌اى بود که اینها بُروز کرد، ظهور کرد. نگذاریم این تاریخ از بین برود.

شما مى‌بینید که این حضرات کُره‌اى‌ها – من از کار اینها خوشم مى‌آید – تاریخ ندارند؛

لذا میگویند «افسانه‌ى جومونگ»، افسانه‌ى فلان. یعنى از اوّل حساب را تصفیه میکنند؛

[میگویند] افسانه است، واقعیّت نیست. یک‌چیزى در مى‌آورند، یک تاریخ براى گذشته‌ى خودشان درست میکنند،

که وقتى یک جوان کُره‌اى به این فداکارى‌ها و به این شجاعتها و به این کارهاى عجیب غریبِ

سینمایى نگاه میکند، خب احساس هیجان میکند، احساس هویّت میکند، احساس افتخار میکند.

ما اینها را در واقعیّت زندگى خودمان داریم، اتّفاق افتاده، پیش آمده؛ چرا از اینها استفاده نمیکنیم؟

به‌نظر من یک قصور بزرگى – نمیگوییم تقصیر؛ لااقل قصور بزرگى – اتّفاق افتاده است، باید جبران بشود.

به‌نظر من ما پنجاه‌سال دیگر هم بایستى درباره‌ى دفاع مقدّس بنویسیم، بگوییم، توصیف کنیم، تشریح کنیم،

انواع و اقسام هنرها را به خدمت بگیریم، براى اینکه این حادثه‌ى عظیم را تبیین‌کنیم.

به‌هرحال من از تهیّه‌کننده‌ها(۸)، از کارگردان، از بازیگرها، از عوامل تولید و همه‌ى کسانى که هستند،

تشکّر میکنم. فیلم خوبى بود؛ ما هم لذّت بردیم، نشستیم تماشا کردیم، مثل بقیّه‌ى مردم متأثّر شدیم، و

ان‌شاءالله که مردم هم از آن حدّاکثر استفاده را بکنند.

والسّلام علیکم و رحمهالله‌


...........................................................................................................................................................

۱) این فیلم که در سى‌ودوّمین جشنواره‌ى فیلم فجر به نمایش درآمد – جوایز «بهترین فیلم از نگاه مردمى» و «بهترین بازیگر نقش اوّل زن» را دریافت کرد.
۲) خانم نرگس آبیار (نویسنده و کارگردان فیلم) در جلسه حضور داشتند.

۳) خانم مریلا زارعى (بازیگر نقش اوّل زن) در جلسه حضور نداشتند.
۴) در سخنان تهیّه‌کننده‌ى فیلم به این مطلب اشاره شده بود که از مراحل ابتدایى تولید فیلم و دریافت پروانه‌ى ساخت، مطرح میشد که این فیلم یک فیلم ضدّجنگ و حتّى ضدّارزش است.
۵) به هم رسیدن‌
۶) جنگ جهانى اوّل در سال ۱۹۱۴ میلادى آغاز شد.
۷) آقاى محمّدحسین قاسمى (از تهیّه‌کنندگان فیلم)
۸) تهیّه‌کنندگان فیلم: آقایان محمّدحسین قاسمى و ابوذر پورمحمّدى.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثا آیت الله خامنه ای (khamenei.ir )

مدافعان حرم حقوق میلیونی می گیرند؟؟



به گزارش وبلاگ مهدی می آید، سردار محمدرضا یزدی معاون حقوقی و امور مجلس سپاه

با اشاره به صحبت‌هایی که در خصوص پرداخت حقوق میلیونی به مدافعین حرم مطرح می‌شود،

اظهار داشت: حضور رزمندگان ما برای انجام فعالیت مستشاری در عراق و سوریه، به درخواست مسئولان این کشورها صورت می‌گیرد؛

یعنی اعزام‌هایی که برای فعالیت مستشاری در این کشورها انجام می‌شود برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) بوده،

و این هم بنا به درخواست مسئولان کشورهای مورد اشاره است.

 

وی افزود: بنابر این کسانی را که اعزام می‌کنیم، حقوقی را می‌گیرند که در تهران دریافت می‌کنند و مبلغ اضافه‌ای به آنها پرداخت نمی‌شود؛

ضمن اینکه تعداد زیادی از این عزیزان بدون اینکه حقوقی هم بگیرند،

داوطلبانه در دفاع از حرمین حضور می‌یابند؛ لذا طرح سخنانی مبنی بر پرداخت حقوق میلیونی به مدافعین حرم،

 حرف‌هایی بی ربط است؛ که عده‌ای نیز به این شایعه دامن می‌زنند.

 

سردار یزدی ادامه داد: از سوی دیگر هر کس چنین ادعایی دارد،

آیا حاضر است برای دریافت یک میلیون تومان یک انگشت خود را قطع کند؟ ؟؟

پس مقایسه کردن تلاش‌ها و مجاهدت‌های رزمندگان ما با مزدوران تکفیری، صهیونیستی و آمریکایی، نهایت بی انصافی در حق این عزیزان است.

 

وی همچنین در پاسخ به این سوال که

چرا اقدامات صورت گرفته برای شناساندن و معرفی تلاش‌های مدافعین حرم بسیار ناچیز است،

 بیان داشت: این اقدام باید توسط فعالان فرهنگی و رسانه‌ها صورت گیرد؛

اما با این وجود ما هم نتوانستیم حق مطلب را در رابطه با مجاهدت مدافعین حرم انجام دهیم؛

 به عبارت دیگر در تبیین حرکت این مدافعان اهل بیت(ع) و در ارزش‌گذاری حرکت آنها کم‌توجهی کردیم؛

که امیدواریم بعد از این موضوع با دقت بیشتری پی‌گیری شود.

خودمونی من و تو


چقدبی انصافیه بهترین عمل رو با پول که مال دنیاست و همینجا تو همین دنیا میمونه مقایسه کنیم

یکم با خودمون خلوت کنیم و ببینیم واقعا جونت ارزش داره که بخاطر پول بگیری کف دستت رو بری

نه هیچ پولی با ارزشتر از نفس گرمت نیست خودمونیم دیگه

اما اینجاس که میگن حاضرم جونم رو فدای اهل بیت کنم

یعنی چی

یعنی بشی شهید مدافع حرم بی بی زینب

عقیله العرب

مدافعان حرم بی بی زینب دست خدا و دعای آقا حضرت ولی عصر پشت و پناهتون
خدا قوت نوکران اباعبدلله
بهتون افتخار میکنیم

تصاویر پایین رو با دقت نگاه کنین
قضاوت با خودتون

با تشکر از شما
جامانده از مهدی

التماس  تفکر

 

منبع:افکارنیوز





کمتر ز چوبی نیستی!؟


« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

جلساتی که در مسجد النبی (صلوات الله علیه و آله) برگزار می شد، مسلمین دایره وار نشسته


و صدر وذیل آن مشخص نبود. سپس به علّت ازدیاد اصحاب و یاران در جلسات پیامبر،


حضرت ایستاده و به درخت خشکیده خرمایی تکیه می دادند و صحبت می کردند


که به علّت کثرت مستمعین و طولانی شدن سخن، منبری سه پله ای برای حضرت درست کردند


تا حضرت بر فراز آن، به بیان دستورات خداوند بپردازند.


نقل شده است که وقتی حضرت بر منبر نشستند،


درخت خرمایی که پیامبر بر آن تکیه داده و سخنرانی می کردند ناله ای کرد


و بعد از آن به حنانه (ناله کننده) معروف شد که گفت:


کمتر ز چوبی نیستی       حنّانه شو! حنّانه شو!


آیا ما به اندازه درخت خرما هستیم که حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) به ما تکیه کنند؟


و یا در فراق حضرت ناله جان سوز سر داده باشیم؟


عزیزان، نماز و روزه هایمان باعث غرورمان نشود، به یتیمی رسیدگی کردی مغرور نشوی!،


به مسجد خدا کمک کردی فکر نکنی کسی شده ای!


و خیال نکنیم کاری کرده ایم و خوب شده ایم! به خودمان بیندیشیم و نظری بر احوال خود کنیم


که اگر مریض شدیم حضرت به دیدار ما می آید؟


روزی صعصعه بن صوحان یکی از یاران حضرت علی(علیه السلام) مریض شدند.


حضرت به عیادت او رفتند و در حین سخن گفتن با او، فرمودند:


«مبادا این احوالپرسی مرا امتیازی برای خود به حساب بیاوری


و به سبب آن، به اطرافیانت فخرفروشی نمایی...»


آقا مرتضی تهرانی

تشیع لندن و نیویورک دیگر چه صیغه ای است !!؟؟


تشیعی که از لندن و آمریکا تبلیغ شود به درد شیعه نمی خورد … ( امام خامنه ای )
حتما جمله بالا را به خاطر دارید که مقام معظم رهبری 20 شهریور سال 92 در دیداربا کارگزاران حج به آن اشاره کرده و نگرانی خود را از ترویج چنین نمودهایی از تشیع اعلام کردند . نمی دانم بعد از آن تاریخ به این فکر کردید که منظور رهبری از این جمله چه بود ؟ تشیع لندن و نیویورک دیگر چه صیغه ای است !!؟؟ حال این جریان سیاسی در پوست مذهب جا گرفته را با هم مرور می کنیم !!!

آیت الله سید محمد شیرازی فرزند بزرگ خاندان شیرازی ها بود که در کربلا مشغول به تحصیل و تدریس بود و اتفاقا حضور ایشان در کربلا همزمان شد با قیام حضرت امام (ره) بر علیه رژیم شاه در ایران و تبعید ایشان به نجف که در کربلا هم به مدت یک هفته توقف کردند و اتفاقا از استقبال خوبی نیز از سوی سید محمد شیرازی روبرو شد؛ ولی وقتی زمزمه هایی در مورد زعامت و رهبری شیعیان توسط امام خمینی (ره) به گوش آیت الله سید محمد شیرازی رسید ساز مخالفت با ایشان را کوک کرد و فریاد سر داد که رهبری و زعامت شیعیان حق من است و این در حالی است که استاد ایشان آیت الله یوسف حائری بارها اذعان داشت که سید محمد شیرازی [در حد مرجعیت نیست ] و حتی کار به جایی رسید که زعیم وقت شیعیان آیت الله خویی به مخالفت با ایشان بر خواست و کارهای او را شبهه ناک و دادن وجوهات به وی را غیر شرعی اعلام کرد و حتی سید محمد شیرازی بارها به طلاب ایرانی گفته بود که دست از مبارزه علیه رژیم شاه بردارید و این در حالی بود که خانه ایشان در کویت تبدیل به محل رفت و آمد نیروهای ساواک شده بود !!! آیت الله سید محمد شیرازی برادر کوچک تری داشت به نام آیت الله سید صادق شیرازی که در این عرصه از برادر بزرگ تر جلو زد و حتی بلند تر از او ساز مخالفت با نظام و انقلاب ایران را کوک کرد و علنا شروع به بدگویی در مورد نظام اسلامی در داخل و خارج کشور نمود…
سال 1380 که آیت الله سید محمد شیرازی در سن 75 سالگی درگذشت این جریان که از قبل دشمنی خود با نظام و مسئولان آن را بارها اعلام کرده بود علی رغم اینکه مقام معظم رهبری سفارش کرده بودند ایشان را در حرم حضرت معصومه (س) دفن نمایند شروع به سوء استفاده از تشییع جنازه برادر کرده و آن را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند که با مداخله نیروهای امنیتی جریان به اتمام رسید و جنازه در حرم دفن شد ولی از آن تاریخ تا مدت ها سید صادق شیرازی و همراهانش این قضایا را دستاویزی برای ضربه به نظام کرده بودند !!! جریان به اینجا ختم نشد و مثل اینکه جریان شیرازی ها قصد تخریب وجهه تشیع را داشتند و لذا شروع به افتتاح 13 شبکه ماهواره ای به نام های مرجعیت، شبکه جهانی امام حسین 3،2،1 ، الانوار ، بقیع و شبکه های دیگر کردند و در این شبکه ها علنا شروع به بدگویی نسبت به رهبری و مراجع معظم تقلید کردند و حتی کار به جایی رسید که در این شبکه و شبکه های طرفدار آنها [ مانند شبکه فدک که توسط طلبه نمایی به نام یاسر الحبیب در لندن مدیریت می شود که اتفاقا داماد برادر سید صادق شیرازی یعنی سید مجتبی شیرازی که متاسفانه ایشان هم در لباس روحانیت هستند، بود و این طلبه نمای جوان که داماد خانواده شیرازی ها بود به صورت علنی شروع به وهن مقدسات اسلامی نمود و به عایشه که نزد اهل سنت احترام خاصی دارد و وهن ایشان موجب تفرقه بین مسلمین خواهد شد کتابی را تحت عنوان « عایشه ، فاحشه » به چاپ رساند که موجب تهییج احساسات اهل سنت شد و کار تا جایی پیش رفت که یکی از علمای وهابی شیخ عبد العزیز آل الشیخ گفت: شکر خدا بعد از حرفهایی که یاسر الحبیب زد بسیاری از جوانان اهل سنت که تازه شیعه شده یا تمایل به شیعه شدن داشتند دوباره به مذهب حقه اهل سنت باز گشتند!!! و حتی این طلبه نمای جوان و داماد خانواده شیرازی ها کهسرویس های جاسوسی انگلیس او را از زندان های کشور کویت آزاد کرده بودند به مقام معظم رهبری و دیگر مراجع بارها فحش های رکیک و ناسزا گفت که البته پدر خانم ایشان یعنی آیت الله سید مجتبی شیرازی که برادر سید صادق شیرازی است نیز بارها این فحش ها را تکرار کرده است و در چند سال اخیر نیز شروع به پخش رساله عملیه خود !!!!!!! در میان مردم ایران کرده است ] برخی از کارهایی که موجب وهن تشیع می شد به عنوان شعائر حسینی مطرح شد.


20080714202813_7_435-22

سید صادق شیرازی [ نفر سمت راست ] به همراه آیت الله منتظری

از دیگر کارهای آیت الله سید صادق شیرازی ترویج قمه زنی و کارهای خلاف شعائر حسینی در شبکه های ماهواره ای تحت مدیرتش می باشد که حتی در ایام محرم کلیپ های بسیاری از قمه زنی که موجب وحشت مردم جهان از آئین مهربان شیعه می شود را ساخته و در این شبکه ها بارها و بارها پخش می کند و اتفاقا جایی را نیز خودش مخصوص قمه زنی ساخته است که امکانات فیلم برداری از این صحنه ها را دارد و البته یکی از کارهای بسیار بد و تفرقه انگیز ایشان نام گزاری هفته وحدت به نام « هفته برائت » در سایت خودش بود که با عکس العمل تند اهل تسنن روبرو شد و نزدیک بود که فتنه ای دوباره به پا شود که با هوشیاری مقام معظم رهبری و فتوای ایشان مبنی بر تحریم اهانت به مقدسات اهل سنت این غائله خاتمه یافت … اما سوال اینجاست !؟ هزینه ساخت برنامه برای هر یک از این شبکه های سیزده گانه بنابر گفته یکی از مسئولین این شبکه ها به نام آقای هدایتی، 95 هزار دلار در ماه است که با یک حساب سر انگشتی برای 13 شبکه چیزی بالغ بر 1 میلیون و 235 هزار دلار در ماه و بلکه بالاتر هزینه می شود و این در حالی است که حتی یک برنامه تبلیغاتی هم از این شبکه ها پخش نمی شود که بگوئیم از محل این تبلیغات کسب در آمد می کنند!! حال سوال اساسی اینجاست که این همه هزینه و پول از کجا و چه طریقی تأمین می شود ؟؟؟ که نتیجه گیری در مورد آن با توضیحات بالا کار چندان سختی نیست که آن را به عهده خود شما واگذار می کنم !!!! البته فعالیت های ایشان در جریان فتنه اسرائیلی – آمریکائی 88 برای براندازی نظام به علت کمبود وقت ناگفته ماند …

سید-صادق-شیرازی

محل آماده شده برای قمه زنی

si70bgr_535

در پایان یاد آور می شوم که آیت الله سید صادق شیرازی قائل به مستحب بودن قمه زنی هستند بر خلاف بسیاری از علما که آن را جایز نمی دانند و اینکه ایشان در حال حاضر در یک جریان نرم و بسیار برنامه ریزی شده شروع به نفوذ در هیئات حسینی کرده و با بذل و بخشش پول های آنچنانی که معلوم است از چه منبعی است، بسیاری از هیئات را مورد غفلت قرار داده اند و شعار ایشان هم این است که هیئات نباید سیاسی شود چون در این صورت مردم از هیئات فرار می کنند در حالی که مطمئنا هر انسان عاقلی می داند که هر فردی که رو به سیاست آورده و از چند و چون کار سوال کند ماهیت این اشخاص را خواهد فهمید !!! و این هشداری است برای بچه هیئتی ها و همه مردم تا جلوی نفوذ این جریان را بگیرند که در حقیقت تخریب چهره اسلام و تشیع را نشانه رفته اند ….!!!


التماس تفکر

2357_picture141

یاسر الحبیب [ طلبه فحاش و لندن نشین ] داماد خاندان شیرازی ها

دشمنت رو بشنـــــاس




بایدها و نبایدهای دشمن شناسی


 در بحث دشمن شناسی چیزی که بسیار مهم است این است که مبنای دشمن شناسی ما چیست؟

آیا ما یک موقعی مبنایمان را نژاد قرار بدهیم مثل هیتلر و صهیونیستها؟

یا چیز دیگری؟

ما مبنایمان را خود خدا می گذاریم یعنی هر کسی ضد او باشد برای من هم دشمن است.

خدا چی گفته؟

 گفته پیامبران، بعد خاتم الأنبیاء بعد امامت.

 خود پیامبر وقتی از دنیا می رود می فرماید دو تا خلیفه برایتان می گذارم: کتاب الله و عترتی اهل بیت.

 در نگاه شیعی اثنی عشری و قرآنی دشمن موجب رشد است؛اصلا ما از دشمن باکی نداریم اما دشمن را خوب نمی دانیم.

در تضاد من و شما رشد میکنیم. با تضاد کثرت شکل می گیرد.

تضاد معیار تشخیص میشود منتها همه چیز را با این تضاد آنالیز کردن ایراد دارد،

مثلا خیر و شری را خیلی مبنا قرار بدهی و شر را کامل در مقابل خدا ببینی

 یعنی ابلیس را بیاوری جلوی خدا، دچار سندیت بشوی،

دو خداپنداری مثل زروانیان،همین زرتشتیان. در دین اسلام شیطان جلوی خدا نیست جلوی تو هست.

 دشمن وسیله خیلی خوبی برای شناخت خودیهاست. تا دشمن نباشد خودی و ناخودی و نخودی را تشخیص نمیدهی.

 دشمن وسیله سنجش محبت است.

سوره آل عمران آیه 31 خدا می فرماید اگر مرا دوست دارید از من تبعیت کنید.

 جایی که مشخص می کند در مسیر شیطان نیستید این است که خدا را تبعیت کنید.

 ما نمی خواهیم اسرائیل و غیره را بشناسیم باید خودمان را بشناسیم و مرز خودمان را مشخص کنیم.

 خیلی وقتها ما کارهایی را می کنیم که گناه نیست اما هوای نفس است.

 نفس باید رام بشود. شیطان اصلی این است. این دستاویز شیطان است.

 روزی هزار بار باید به نفستان رجوع کنید و شیطان را در کمین ببینید.

 مولا امیر المومنین فرمود بدترین دشمن، دشمن مخفی است، دشمنی که قایم است.

پیامبر فرمودند: آگاه باشید خردمندترین مردم بنده ایست که پروردگارش را شناخته و فرمانبری میکند و دشمنش را شناخته و عصیان کرده

 و در مقابل او می ایستد

( یعنـی مـــرز را می دانــد).



التماس تفکر همسنگران


یک پاداش بزرگــــــــــــــــــــــ




هر سال کارمندان و کارگران و حقوق بگیران در پایان سال منتظرند که میزان عیدی آخرسال اعلام شود

 و بخش قابل توجهی از این خیل عظیم حقوق بگیران از این موضوع گله مند و دلخورند که

معمولاً میزان پاداش و عیدی کم است

و هرگز نمی تواند جوابگوی هزینه ها باشد. اما خبر بسیار خوب و عالی

 اینکه اولاً امسال پاداشی که اعلام شده بسیار چشم گیر و قابل توجه و استثنایی است

و نکته ی جالب تر اینکه این دفعه این پاداش نه تنها به حقوق بگیران بلکه به همه ی مردم تعلق می گیرد.

 حتی اگر شما خانه دار، کارفرما و صاحب صنعت و یا بیکار باشید می توانید از این عیدی و پاداش بهره مند شوید.

دوستان عزیز، در صورتی که متعهد باشید از همین اکنون به فکر دیگران باشید

 و در این یکی دوماه پایانی سال و قبل از فرارسیدن سال نو و تعطیلات نوروز:

 * دل کسی را شاد کنید
* امید به قلب کسی بیندازید
* گره از کار کسی باز کنید

 خداوند به فرموده ی امام مجتبی (ع)، پاداش 9000 سال عبادت را به شما می دهد.

توجه داشته باشید که چنین پاداشی برای هیچ کار خوب دیگری در نظر گرفته نشده است

 و بیشترین میزان پاداش الهی در بین همه ی کارهای نیک به کسانی تعلق می گیرد

 که عزم جدی برای کمک به دیگران و شاد کردن دل آنها دارند.

 بنابراین از همین الان که حدود چهل روز به سال آینده باقی مانده است،

 خود را آماده کنیم که با محبت ویژه به دیگران خود را مشمول بهره مندی از این پاداش بی نظیر الهی کنیم

 و این مهم را از خانواده، بستگان و اطرافیان نزدیک خود شروع کنیم.


التماس تفکر


هشدار:آخرین شگردهای سارقین


با سلام

یکی از نیازهای انسان احساس امنیته و همین نیاز به احساس امنیت و نگرانی بابت احساس ناامنی ،
 ما رو وادار می کنه که در طول زندگی از خودمون و داشته ها و دارایی هامون مراقبت کنیم.

عجیب اینجاست که هرچه روش ها و راهکارهای ما واسه ی مراقبت از داشته ها و امکانات مادی مون بیشتر و بیشتر میشه و از وسایلی مثل گاوصندوق، قفل های حرفه ای، دوربین های کنترلی و درب های ضدسرقت و رمزدار و امثال اینها استفاده می کنیم ولی باز می بینیم و می شنویم که سارقین از روش جدید سرقت کردن و اموال کسی رو ربودن استفاده می کنن و همین باعث میشه مردم بیشتر به فکر بیفتن که باز مراقبت ها و محافظت هاشون رو بیشتر کنن.
 طبیعیه که اگر در این میون شما کسی رو ببینین که خیلی بی احتیاطی می کنه و مثلاً در و پنجره ی ماشین خونه رو باز میذاره، اون رو ملامت می کنین که چطور دستی دستی، دارایی هایش رو در معرض دید سارقین قرار میده.



 دوستان عزیز اونی که از داشته ها و امکانات مادی ما خیلی مهمتره
داشته های اخلاقی و معنوی
ماست که البته مثل هر دارایی دیگه میتونه مورد طمع دزدها و سارقین قرار بگیره و عده ای بخوان اون رو از چنگ ما در بیارن.
 از وقتی که انسان تدارک این داشته ها رو می بینه، این سارقین اخلاقی برای اون نقشه می کشن و هر روز به شکلی و مدلی اون رو تهدید می کنن.
 آخرین ترفند و شگرد این سارقین معنوی که البته متاسفانه خیلی هم موثر بوده فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی و رسانه های تصویریه
که هر روز می بینیم: * عده ای ایمان و اعتقاد و اخلاق و تعهد و وفاداری و پایداری خانواده رو به این شکل از دست میدن. * هر روز می شنویم که یکی توی باورهای معنویش تردید ایجاد شده، * یکی فلان تکلیف الهی رو رها کرده، * یکی به یک رابطه ی نادرستی آلوده شده * و یکی قبح و زشتی خیانت واسش کمرنگ شده و وفاداری به همسر رو فراموش کرده. چه بسا، ما هم از همون افرادی باشیم که باید مورد ملامت قرار بگیریم که با دستای خودمون دزدها رو به خونه و زندگی مون راه دادیم و از داشته های معنوی و اخلاقی مون آن چنان که باید و شاید مراقبت نمی کنیم. قطعاً صحبت ما این نیست که از امکانات امروزی بهره نبریم، بلکه فقط هشدار میدیم که مراقب باشیم که سارقین در کمین اند. این سارقین به همه ی ما طمع دارن. به من، به تو، به او.

 التماس تفکر

دلــــــــنوشتـــــــهـ مخــاطبــــــــــــ




بسم الله الرحمن الرحیم

پرسید یکی که عاشقی چیست؟
گفتم: که چو ما شوی ، بدانی...

"درعجبم از مردمی که امام حاضرشان را ناظرند و امام غایبشان را منتظر...."
اولی را تنها گذاشته اند و دومی را منتظر....
همان مردمی که از همان نسلی هستند در زمان امامشان حسین -ع- اورا رها کردند و به نظاره نشستند که چگونه بشهادت میرسد یاری اش نکردند ولی بعد از شهادتش برای او سخت گریستند و حتی در پی انتقام از قاتلینش حرکتها کردند ولی چه سود که زمانی که باید ؛ امام حاضرشان را یاری میکردند نکردند، فقط نظاره کردند و انتقاد، که چرا حسین از مکه بیرون شده ...که چرا حسین برای حکومت تقلا میکند... که چرا حسین بدنبال جنگ و خونریزیست... درست به مانند زمان حالمان که عده ای امام حاضرشان را به نظاره نشسته اند و مدام حرف های اجدادشان را تکرار میکنند ...
غافل از اینکه سید علی تنهاست... تنهایی و غریبی را از اجدادش به ارث برده ...
مگر صحبت ها و خواسته های امام حاضرمان (سیدعلی)غیراز خواسته های امام غایبمان حجه ابن الحسن عسکری"روحی بفداک" است ...
مگر نه اینکه کسی که امام زمانش را نشناسد با جهل و نادانی از دنیا میرود .....
همیشه همین بوده مردمان زمانی امام شان را شناختند و به ارزشهای او پی بردند که دیگر امام شان در بینشان نبود ...

"دلنوشته یاسر جعفری...عصرجمعه 18 دی ماه 94"

.....................................................................................

دلنوشته هاتون رو برای ما بفرستید تا با نام خود شما در وبلاگ
و کانال مهدی می آید قرار بگیرد
شاید آقا دلنوشته شما را هم خواندند...

کانال ما در تلگرام
telegram.me/mahdimiayaad


به ما در کانال مهدی می آید بپیوندید...

التماس تفکر

چرا حاجتم را نمی دهی؟؟








نمی دانم شاید آنچه را که می خواهم بگویم شما هم تجربه کرده باشید گاهی انسان حاجتی مهم دارد و با صد امید و آرزو آن را به درگاه خدای خویش عرضه می دارد و اعتقاد دارد که خدا می شنود و به دعایش ترتیب اثر می دهد ولی برخلاف انتظار هیچ تغییری در وضع موجود دیده نمی شود؛ گویا دعایش ره به جایی نمی برد و کسی صدایش را نمی شنود. کم کم امید انسان ناامید می شود دیگر نه حوصله دعا دارد و نه مناجات آن سوز همیشگی و اولیه را هم ندارد چرا که گمان می کند خدا به وعده خود وفا نمی کند، مگر نه این است که خدا در قرآن وعده داده که مرا بخوانید تا شما را پاسخ گویم مگر حضرت علی (علیه السلام) نمی فرماید: به هر کس توفیق دعا دهند از استجابت محروم نمی شود، 1 پس چرا گاهی حاجت انسان را نمی دهد.

یکی از وعده های امید بخش خداوند در قرآن وعده برآوردن حاجات بندگان است.2 خداوند از فضل و کرم خویش بندگان را به درگاه خود دعوت نمود، و تضمین کرده که چون او را بخوانند جواب گوید اما شاید به نظر برسد که این وعده الهی در بعضی اوقات بالاخص آن زمان که بنده حاجتی مهم و البته مشروع دارد تخلف می پذیرد.

اگر اجابت دعایت به تأخیر افتاد تو را ناامید نسازد.... شاید بهتر بوده که از تو بازداشته اند و چه بسا آنچه را که طلب کرده ای اگر به تو داده شود تباهی دین تو در آن خواهد بود.

به چند نکته توجه کنیم:

1- خداوند کریم در برآوردن حاجات بنده خویش مصلحت او را مد نظر قرار می دهد.سعدی در کتاب گلستان در باب سوم در فضیلت قناعت داستانی زیبا و مناسب با بحث ما می آورد و می گوید: «موسی علیه السلام درویشی را دید از برهنگی بریگ اندر شده گفت موسی دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی بجان آمدم موسی دعا کرد و برفت.پس از چند روز که باز آمد از مناجات مرد را دید گرفتار و خلقی بروگرد آمده گفت این چه حالتست؟ گفتند خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته اکنون بتصاحبش فرموده اند و لطیفان گفته اند:

گر به مسکین اگر پر داشتی تخم گنجشک از زمین برداشتی

وَلَو بَسَطَ الله الّرزقَ لِعَباده لَبَغَوا فی الاَرض3 موسی علیه السلام بحکمت جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار.


آری همان لطف و رحمتی که به مقتضای آن ندای استجب لکم بر می خیزد همان اقتضاء می کند که آنچه به صلاح بنده است در سرنوشتش در نظر گرفته شود.حضرت علی علیه السلام بر پایه اینکه دعا حتماً مستجاب است و وعده الهی خلاف نیست به عوامل تأخیر و یا عدم استجابت دعا می پردازد و در فرازی از آن می فرماید:

فَلا یُقنَّطَنَّک إبطاءُ اجابَته ..... او صُرِفَ عنک لما هو خیر لک فَلَدُبَّ قد طَلَبتَه فیه هلاکُ دینک لو اُوتیتَه4 اگر اجابت دعایت به تأخیر افتاد تو را ناامید نسازد.... شاید بهتر بوده که از تو بازداشته اند و چه بسا آنچه را که طلب کرده ای اگر به تو داده شود تباهی دین تو در آن خواهد بود.»

 

2- گاه بنده خود موانع استجابت دعا را فراهم می سازد امیرالمؤمنین (علیه السلام) در دعای کمیل ما را به این امر توجه داده و می فرماید: اللّهم اِغفِرلیَ الذُّنوبَ الَّتی تَحبِسُ الدُّعاء خدایا ببخش برمن گناهانی را که از اجابت دعا جلوگیری می کند.


بنده گنه کار روسیاه اگر می دانست که به درگاه خدا چه جسارت ها و بی آبروئی ها کرد، از روی شرم و حیا نمی توانست بر در خانه او رود چه رسد به اینکه از او درخواست هم داشته باشد از همین جهت است که در آداب دعا وارد شده که بنده محتاج قبل از درخواست خدا را حمد و ثنا کرده 5 و به آبرو داران درگاه او متوسل شود6 .


 

3- نکته سومی که باید به آن توجه نمود آنکه خداوند تبارک و تعالی هیچگاه درخواست بنده خود را ( اگر در طلب گناه نباشد) بدون پاسخ نمی گذارد البته لازمه وعده «استجب لکم» این نیست که هر آنچه بنده خواسته عیناً برآورده شود بلکه بنابر آنچه از روایات بدست می آید خداوند از سه طریق خواسته بنده را اجابت می نماید. امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: مؤمن نسبت به دعای خود از سه حال خارج نیست یا برای او ذخیره می شود و یا با شتاب به او خواهد رسید و یا بلائی که می خواست او را فرا گیرد از او دفع می گردد.7 رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: مسلمانی نیست که خدا را بخواند و در آن درخواست قطع رحم و گناه نباشد مگر آنکه خداوند به سه طریق به او عطا می کند: یا خواسته او را با شتاب می دهد یا برای آخرت او ذخیره می کند و یا معادل آن ناگواری ها و بدی ها را از او برمی دارد.8

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: پروردگار به حساب بنده رسیدگی کرده و می فرماید: این حساب را می شناسی؟ می گوید: پروردگارا نمی شناسم خطاب می رسد: در فلان شب مرا خواستی و چنین طلبیدی و آن را در دنیا ندادم اما برای آخرت تو ذخیره کردم سپس امام فرمودند: بنده از عظمت ثواب خدا در شگفت می شود و عرض می کند: خدایا ای کاش در خواسته های من شتاب نمی کردی و در دنیا نمی دادی و همه را ذخیره می نمودی.


.....................................................................................................................................

پی نوشت ها:

1.مَن اعطی الدُّعا لَم یَحرم الاجابة – نهج البلاغه حکمت 135.

2.غافر آیه 60 .

3. شوری 27 .

4. نهج البلاغه نامه 31 .

5. اصول کافی ج4، ص238.

6. همان،ص 247- 253 .

7. بحار ج78 ،ص 138.

8. بحار ج93، ص 294 .

9. بحار ج93 ،ص 371.


دلنوشته برای امام زمان






با سلام

کسانی که قصد دارند برای حضرت مهدی(عج)دلنوشته ای بنویسند

میتوانند دلنوشته خود را به آی دی ادمین کانال


 
Admiinmahdimiayaad@

ارسال کنند

 این دلنوشته با نامی که خودتان بخواهید در کانال گذاشته میشود...

شـــــاید دلنوشته شما به دستان مبارک ایشان برسد...

کانال مهدی می آید منتظر دلنوشته های شماست

 بهترین دلنوشته شما در وبلاگ مهدی می آید قرار میگیرد...

 Faghat313nafaryar.mihanblog.com

کانال مهدی می آید در تلگرام...

 mahdimiayaad@

ما جوانها هم خودمان را به امام زمان ثابت کردیم...



سالروز حماسه 9 دیماه ، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت ، گرامی باد.

 

"مردم عزیز ما در روز نهم دی، آنچنان عظمتی از خود نشان دادند که دنیا را خیره کرد."

 

  مقام معظم رهبری

 

  

 

حماسه نهم دی ماه و حضور عاشورایی مردم حماسه ساز و ولایتمدار ایران اسلامی در راهپیمایی 9 دی ماه 1388 نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و برگ زریّن دیگری در افتخارات مرد و زن ایرانی به حساب می آید . حماسه 9 دی نماد عزّت، استقلال و بصیرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمان‌های انقلاب ایستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دین آنها بایستد در برابرتمام دنیای آنها خواهند ایستاد. روز نهم دی ماه در تاریخ انقلاب اسلامی با عنوان روز «بصیرت» تبدیل به یوم الله و ماندگار گردید. در این روز ماندگار و تاریخی ملت همیشه در صحنه ایران اسلامی، حماسه ای دیگر آفرید و دشمنان خدا و دینش را مأیوس و ناامید ساخت و قلب امام زمان (عج) و نائب بر حقش حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(دامت برکاته) را شاد ساخت.

 

  این روز می توان گفت نهم دی، روز غلبه جنود الهی بر جنود شیطان است. روز خروش ملت ایران و آشکار ساختن خشم مقدس در برابر اهانت ها و حرمت شکنی های عده ای غافل و یا مزدور وابسته به اجانب نسبت به مقدسات در روز عاشورای حسینی است. روز نهم دی در واقع روز نه گفتن ملت ایران به سران فتنه و آری گفتن به نظام اسلامی و بیعت مجدد مردم با آرمان های والای حضرت امام خمینی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است. مردم در این روز، تیر خلاص را به سران فتنه شلیک و پشت پیکر نامبارک فتنه را به خاک مالیدند.

در روز نهم دی ماه 1388، مشروعیت سیاسی نظام اسلامی ایران بار دیگر با حضور خودجوش ده ها میلیونی مردم در تهران و تمامی شهرهای دیگر کشور به جهانیان اعلام گردید.

روز نهم دی، روزی است که مردم ایران نشان دادند دشمنان خود و انقلاب خود را به خوبی می شناسند و هرگز فریب حیله ها و نیرنگ های آنان را نمی خورند. روز نهم دی روزی است که مردم ایران نشان دادند که با بصیرتند و در میان گرد و غباری که فتنه گران به پا کرده اند هرگز، نه راه را گم می کنند و نه دست از راهبر واقعی که همانا ولایت فقیه است، بر می دارند و در نهایت روز نهم دی روزی است که مردم مسلمان و انقلابی ایران نشان دادند که این جمله حضرت امام (ره) را که فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت تان آسیب نرسد» به خوبی در عمل به آن معتقد و پایبند هستند. نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

 

  9 دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی بصیرتی در ماجرای سقیفه پاک کرد.

 

  9 دی، درد کوته بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

 

  9 دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.

 

  9 دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب رفته را به جوی بازگرداند.

 

  9 دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

 

  9 دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

 

  9 دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و ... داشت.

 

  9 دی، نه دی زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.

 

  9 دی، در ایران بود ولی پایه های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

 

  9 دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می کرد.

 

  9 دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

 

  9 دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت خواهی»

 

  9 دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

 

  9 دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

 

  9 دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

 

  9 دی، ثمره ی خون شهید آیت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و ... بود.

 

  9 دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ ساز بود.

 

  9 دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.

 

  9 دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

 

  9 دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.

 

  9 دی، نور بصیرت الهی بود در دلهای امت.

 

  هرچه خواستم بگویم که 9 دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگویم 9 دی، 9 دی بود و بس.

التماس تفکر

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!





«لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید» پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود:«ممنونم نظر لطف شماست» احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد.
 
گمان کرده که ظرفیت‌های کشف نشده چادر را پس از ده‌ها سال کشف کرده. گمان کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا را به دست آورده هم خرما را. برای همین است که هر روز مدلی جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش را رو می‌کند و خودش را پرچمدار تبلیغ حجاب می‌داند، اما حواسش نیست که اساسا چادر قرار است مقابل این خودنمایی‌ها را بگیرد و جذابیت‌های زنانه‌اش را بپوشاند. حواسش نیست که در این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی دارد. مثل آن آقایی که سال‌ها قبل در یکی از کشورهای خارجی با لباس روحانیت پاپیون زده بود که باید نوآوری کنیم و از قضا اسباب خنده مردم را فراهم کرد.

در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد. حتما شما هم دیده‌اید دخترانی که چادر را بخشی از تیپ خود می‌دانند و گویا با استفاده از چادر می‌خواهند چهره خود را قاب بگیرند. بعد هم در قواره یک فعال اجتماعی ظاهر می‌شوند و هر روز عکس‌های مختلفشان را این طرف و آن طرف منتشر می‌کنند تا محرم و نامحرم لایکشان کنند.
 
اما حقیقتا این نوع پوشش که باعث انگشت نما شدن فرد در جامعه می‌شود، مصداق لباس شهرت نیست؟ در تعریف‌های فقهی ما یک شرط اساسی برای حجاب تعریف شده که نباید «جلب توجه» کند. حجاب باید در مسیر عفاف و حیا و پوشیدگی تعریف شود، اما این فرهنگ جدید و ابداعی که از قضا وارداتی هم نیست و ساخت ذهن خلاقانه برخی از بانوان ایرانی است، حجاب جدیدی را معرفی کرده که در مسیر خودنمایی تعریف می‌شود و از بیخ و بن ضدحجاب است.
 
اینکه زن بتواند با چادر به آسانی فعالیت اجتماعی کند را هیچ کس منکر نیست،بانوان محجبه و عفیفه قطعا می‌توانند با حفظ شئون شرعی به فعالیت اجتماعی بپردازند. اصلا ضرورت همین موضوع بود که چند سال قبل برخی از کارشناسان دور هم جمع شدند و اقدام به طراحی چادرهایی کردند که در عین سادگی، دست و پاگیر بانوان هم نبود.
 
چادرهایی که مثلا هنگام رانندگی یا حمل کودک محدودیت ایجاد نمی‌کرد، اما این خلاقیت به مرور تبدیل به یک بدعت شد و طراحان بعدی، به فکر آن افتادند تا چادرهایی جذاب تولید کنند و کار به جایی کشید که باخط نستعلیق و نسخ روی چادر بانوان کلمات قصار می‌نوشتند و شعار می‌دادند که با چادر محدودیت نیست و می‌تواند شما را جذاب‌تر کند! این طراحان ادعا می‌کنند که فقط با چنین روش‌هایی می‌توان برخی از دختران امروزی که با حجاب ارتباط خوبی ندارند را به سوی چادر کشاند، اما انگار نسخه ناشیانه‌ای که آنها برای حجاب جامعه نوشته‌اند، به ضد خود تبدیل شده و به قول جناب مولوی «از قضا سرکنگبین، صفرا فزود»ه است. مخاطب اصلی بازار چادر خانواده‌های مذهبی هستند و قطعا این چادرهای تیپیکال بیش از آنکه به دست جامعه هدف برسد، به دست متدینین رسیده و گاهی اوقات گره چادر آنها را شل کرده است.
 
این تدبیرهای بدعت‌گونه سابقه بسیاری دارد، مگر در همین یکی-دو دهه اخیر به بهانه مقابله با موسیقی‌های مبتذل وارداتی، خودمان به تولید ابتذال نپرداختیم؟ مگر برای آنکه رضایت عده‌‌ای را جلب کنیم، پیچ شرعیات را شل نکردیم؟ مگر خطوط قرمزمان را تغییر ندادیم؟ آنقدر که گاهی اوقات موسیقی‌های وطنی‌مان شرم‌آورتر از برخی نسخه‌های خارجی شده است.
 
بیایید تعارف را کنار بگذاریم. این روزها باید نگران حجاب برتر بود. حجابی که در طول همه این سال‌ها نماد پوشش و عفت بوده، حالا در خطر است. دعوای ما، درباره چادر و مانتو نیست. درباره «میل به جذابیت» است. ماجرا این است که این بانوان قبل از انتخاب چادر باید به این سوال پاسخ دهند که آیا می‌خواهید جذاب باشید یا نه؟ اگر پاسختان مثبت است، تا دلتان بخواهد گزینه دارید، لطفا بیخیال چادر شوید که برای ما مقدس است و عزیز.
 
حقیقت این است که ما به جای آنکه مردم را وارد دایره دین و حجاب و اعتقاد کنیم، مدام تلاش می‌کنیم که مساحت این دایره را زیاد کنیم، آنقدر زیاد تا دیگر کسی بیرون نماند. فراموش کرده‌ایم آن کلام امام صادق را که فرمود: کلام ما را بدون حذف و اضافه به مردم بگویید، فطرت آنها خواهد پذیرفت.

التماس تفکر

منبع:افکارخبر

رفت و فردا را به موعود(عج) سپرد



یازدهمین پیشوای متقیان، امام حسن عسگری علیه السلام در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود.
 پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حدیثه است که برخی از او با نام سوسن یاد کرده اند.
 از آن جایی که امام حسن علیه السلام به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله عسکر سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده می شود.
 ایشان مهربانی محض بود و صبر تمام. زنجیرهای اسارت را بر دست و پای خود تحمل کرد تا مردم، زمین‏گیر نشوند، تا جهانی را از اسارت در خاک برهاند.
در موضع علم و مناظره، مقتدرانه قد علم کرد تا انسان را از جهالت دست و پاگیر خویش نجات دهد.
 پایگاه‏های مردمی‏اش، گسترده ‏ترین مدرسه‏ های خودسازی و جامعه‏ پروری بود.
 اما افسوس که کم بودند آنان که این را فهمیدند.


 عبادت امام حسن عسکری(ع)
روزی تنی چند از بنی عباس نزد والی سامرا رفتند و به او دستور دادند
بر امام حسن عسکری(ع) که در زندان بود، سخت بگیرد.
او نیز دو تن از بدترین اشخاص را برای زندان بانی حضرت گمارد.
 پس از چندی فهمید آن دو اهل نماز و روزه شده اند و در عبادت به مقام والایی رسیده اند.
از این رو، آن دو نفر را احضار کرد و پرسید: چرا شما پیرو امام حسن عسکری(ع) شده اید؟
 آن دو که عظمت روح و کرامت بی کران امام تحت تأثیرشان قرار داده بود، پاسخ دادند: زیرا او مردی است که روزها روزه می ‍ گیرد و شب ها تا صبح به عبادت خدای می پردازد.


 رفت و فردا را به موعود(عج) سپرد
 امام، دل به فردایی سپرده است که موعودش علیه‏السلام ، حقیقت دین را فریاد زند.

 می‏رود و دنیا را با همه فرازها و نشیب‏هایش، با همه پستی‏ها و بلندی‏هایش به او می‏سپارد.
دردهای نهفته‏ای را که جز در و دیوارهای اتاق کوچکش در سامرا، احدی تاب گفتنش را نداشت.
اسارت و سکوت حسنی علیه‏السلام باز هم در قصه حماسی او رقم خورده است.
 باشد تا خروش و فریاد حسینی‏اش، نصیب فرزندش مهدی(عج) شود.

اقایم و سرورم
امروز روز غم است ما شیعیان را در غم خود شریک بدان ما به قربان قطره قطره اشکهای شما

 شهادت یازدهمین خورشید تابناک آسمان امامت و ولایت را به تمام عاشقان اهل بیت تسلیت عرض می کنم.

سخنان ارزشمند
امام حسن عسکری:تمام پلیدى ها در خانه اى قرار داده شده و كلید آن دروغگویى است.

شهادت هنر مردان خداست.

درباره سایت
  • آقـــا سلام

    باز منم ، خاک پایتان

    دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان

    در این کلاس سرد ، حضورتان واجب است

    این بار چندم است که استاد غایب است

    نرگس شکفته است تو را داد می زند

    آقا بیا که فاصله فریاد می کند

    این روزها نمی شود اندوهگین نبود

    دلواپس نهایت تلخ زمین نبود

    امضـــا: دو چشم خیس ولی در هوایتان

    دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان

امکانات سایت
  • آقـــا سلام

    باز منم ، خاک پایتان

    دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان

    در این کلاس سرد ، حضورتان واجب است

    این بار چندم است که استاد غایب است

    نرگس شکفته است تو را داد می زند

    آقا بیا که فاصله فریاد می کند

    این روزها نمی شود اندوهگین نبود

    دلواپس نهایت تلخ زمین نبود

    امضـــا: دو چشم خیس ولی در هوایتان

    دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان
مهــــــــــــــــــدی می آیـــــــــــــــد

تقـבیم بـہ کسے کـہ مانعے شـבم براے فرجش و او پـבرانـہ בعایم میکنـב